سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک
بانــوی دشت رویــــا

از یه غصه خیلی رنج می برم ، حتی گریه کردن هم قلبِ ناآرومم رو تسکین نمیده ، می دونم گذرِ زمان ، درمانِ هر دردی هست ، می دونم مرورِ زمان، بعضی خاطرات رو ، چه تلخ و چه شیرین ، چه حق و چه ناحق ، اگر چه فراموش نشدنی ست ، اما کمرنگ خواهد کرد و من به "زمان" تکیه کرده ام . دیدم گریه حتی ساعت ها آرومم نمی کند به قرآن پناه بردم و قرآن رو توی بغل گرفتم و از غصه ام به خدا شکایت کردم ، اگر چه آروم نشدم اما به عدالت خدا  و وعده اش امید و ایمان دارم . وای اگر عدالت خدا نبود انسان هیچ امیدی به زندگی و دلخوش به ادامه ی زندگی نداشت . خدایا شکرت ... 

دوشنبه شب ساعت 18:05 چهارم دی ماه سال 96 «.......»


پ.ن :"بیست و سوم آذر ماه" رو هیچ وقت فراموش نخواهم کرد ،...............
پ.ن: پی نوشت های قبل رو حذف کردم ، چون توی ذهنم برای ابد حک شدند . و اینکه فهمیدم "هیچ اتفاقی ، اتفاقی نیست" . و مهمتر حضور و دوست داشتن خدا رو نسبت به خودم در این اتفاق اگر چه سخت و خیلی تلخ گذشت اما
با همه ی وجودم لمس کردم ، فهمیدم خدا خیلی دوستم داره که زودتر ....... !!! هیچی دیه «عدو شود سبب خیر گر خدا بخواهد »




      
[نوشته ی رمز دار]  




      

سخت است نوشتن..وقتی که رنجیده باشی... 

آنگاه که پس از خدا جز درو دیوار کسی برای بیان احساست نیابی..

که همان خدا کافیست..

سخت است له شدن زیر رگبار اهانت‌ها....

بشنوی و ناتوانی برای پاسخ معادلی بیابی....

چون معادلی را در قاموس کلماتت پیدا نمیکنی.....

تا مرحمی باشد برای آلام درونت.....

آخر یک عمر گشته ای و یک دنیا محبت را ذره ذره جمع کرده ای

تا جز مهر و عشق چیزی نبینی و هدیه ندهی...

 آنگاه چگونه میتوان در پاسخ همه ناراستیها و دشنام ها...

در این قاموس که شیرازه اش از عشق و بر گ برگش از مهر است...

چیزی بیابی لایق....

خداوندا جز تو فریادرسی نیست.


 




      


کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک
فاتولز – جدیدترین ابزار رایگان وبمستر