در خاطر مني - بانوي دشت رويا

هرکس توبه کرد ره يافت . [امام علي عليه السلام]

مديريت| ايميل من

| خانه

پايين

?H-S

سه‏شنبه 17/11/1385 ساعت 12:3 صبح

+ در خاطر مني



اين غزل براي توست، اي که مثل باراني


مي روي ز آغوشم، پيش من نمي ماني 


بعد رفتنت اين دل، دل نشد براي من


يادگاري ات اما ، اين دو چشم باراني 


دلخوشم به ديدارت، لحظه اي شده حتي


گفته بودي به من روزي ، خون به دل ، تو مي ماني 


سهم من ز ديدارت، هر زمان همين بوده است


خنده هاي مصنوعي....گريه هاي پنهاني 


قسمت تو از دنيا، هر چه عشق و خوبي بود


سهم من ولي يک زخم، آن چنان که مي داني 


من شبيه يک کولي ، دوره گردِ قلب تو


قلب من ولي قصريست ، تو هميشه مهماني 


زل زدن به چشمانت ، عادتم شده انگار


زل بزن به چشمانم ، اي که نور چشماني..........!!!!




با چلچراغ ياد تو نوراني ام هنوز


پنداشتي که نور تو خاموش مي شود؟


پنداشتي که رفتي و ياد گذشته مرد!


و ان عشق پايدار فراموش مي شود ؟


نه اي اميدمن


ديوانه ي توام


افسونگر مني


هر جا به هر زمان


در خاطر مني...........




نظر شما( )

بالا

[ خانه| مديريت| ايميل من| پارسي بلاگ| شناسنامه ]

بازديد

7109

بازديد امروز

8


 RSS 


درباره خودم


لوگوي وبلاگ

در خاطر مني - بانوي دشت رويا

پيوندهاي روزانه


اوقات شرعي

لوگوي دوستان








آرشيو

نوشته هاي پيشين [19]

جستجو

:جستجو

با سرعتي بي‏نظير و باورنکردني
متن يادداشت‏ها و پيام‏ها را بکاويد!

آواي آشنا

اشتراک

نام:

ايميل: