بر گرد - بانوي دشت رويا

محبتت به چيزي، کور و کر مي کند . [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله]

مديريت| ايميل من

| خانه

پايين

?H-S

سه‏شنبه 5/10/1385 ساعت 3:14 صبح

+ بر گرد


آنکه ويران شده از يار مرا مي فهمد
وانکه تنها شده بسيار مرا مي فهمد
چه بگوييم که چنان از تو فرو ريخته ام

که فقط ريزش آوار مرا مي فهمد
آنقدر بي کس و بي تکيه گه و بي يارم
که فقط شانه ديوار مرا مي فهمد
من تمام غمم از عشق بپا خواست ولي
عشق انگار نه انگار مرا مي فهمد !
چه عبث در پي يارم چه عبث در پي يار
و عبث معتقدم يار مرا مي فهمد .......
نه ببين ! آينه از درد ترک خورد... ببين!
آن من مثل من انگار مرا مي فهمد!
يار من آينه سان مثل خودم مي ماند
اوست آري خود شهيار مرا مي فهمد
او همانست همان گمشده در من آري
او همانست که بسيار مرا مي فهمد



 تورا به شوکت هفت آسمان قسم برگرد
بيا ببين غم عشقت چه بر سرم آورد
بيا بپرس ز احوال قلب من بي تو
بيا بگو به من خسته : در چه حالي مرد؟
بيا بياد بياور گذشته هايي که
به يک اشاره نگاهت ترانه ام مي کرد
چه حيف شد همه روزهاي با هم حيف
ببين چگونه مرا کرده چشم مستت طرد
بخواب رفته چنان چشم شاعرت بي تو
شبيه خواب اساطير در هزاره درد
تويي سهاوه خوبي تويي حلاوه عشق
منم نباوه لميده بر اين کجاوه درد
منم زميني و خاکي و پاي خورده عشق
تو را به شوکت هفت آسمان قسم برگرد



 


نظر شما( )

بالا

[ خانه| مديريت| ايميل من| پارسي بلاگ| شناسنامه ]

بازديد

7109

بازديد امروز

8


 RSS 


درباره خودم


لوگوي وبلاگ

بر گرد - بانوي دشت رويا

پيوندهاي روزانه


اوقات شرعي

لوگوي دوستان








آرشيو

نوشته هاي پيشين [19]

جستجو

:جستجو

با سرعتي بي‏نظير و باورنکردني
متن يادداشت‏ها و پيام‏ها را بکاويد!

آواي آشنا

اشتراک

نام:

ايميل: